رفتن به مطلب
تبلیغات در اینترنت

به رمان دونی خوش آمدید

تبلیغات در انجمن ما ( تعرفه تبلیغات )
تبلیغات در اینترنت
تبلیغات در اینترنت
  • اطلاعیه ها

    • MiladAmini

      تذکر   دوشنبه, 19 تیر 1396

      مطالب قرار گرفته در رمان دونی توسط مدیران مربوطه بصورت دائم بررسی میشوند و چنانچه کاربری قوانین انجمن را رعایت ننماید و یا به مقدسات توهین نماید و یا به نشر مسائل غیر اخلاقی،شرعی و مبتذل بپردازد از طریق مراجع قضایی قابل پیگیری خواهد بود.
    • MiladAmini

      راهنما   دوشنبه, 19 تیر 1396

      جهت تایید اکانت برای تایپ رمان به مدیریت @MiladAmini پیام ارسال نمایید

sanaz__izadifar

بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    83
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد sanaz__izadifar در 20 اردیبهشت

sanaz__izadifar یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

176 Excellent

5 دنبال کننده

درباره sanaz__izadifar

  • درجه
    کاربر دو ستاره
  • تاریخ تولد 28 خرداد 775
  1. دلنوشته های عاشقانه

    ⋅ چِشمامــ و میبندمــ خنده های از تَهِـ دل و تصور میکنمــ.. تصورشـ سختهـ ولیــ می ارزه! چقدر خوبـ بودن اون روزا.. اون خنده ها.. آخـ که این فقط یه خوابـهـ! تو بیداری فقط یه نقاب میزنیمـــ یه نِقاب که لبخند میزنهـ:) انقدر طبیعیـ که هیچکسـ نمیفهمه پشتشـ چی میگذرهـ! اونا حتیـٰ نمیفهمن نقابـــهــ
  2. دلنوشته های عاشقانه

    من از اونا نیستم که بهت بگم باید جلوی همه بهم ابراز احساسات کنی، یا توقع داشته باشم از بیست و چهار ساعت روز حداقل بیست ساعتشو مالِ من باشی... من از اونا نیستم که توی خیابون دستمو دراز کنم و مجبورت کنم دستمو بگیری، یا گونمو بیارم جلوی لبات، یا مثلا موقعی که بعد از چند روز میبینمت محکم بغلت کنم و بگم آخ که دوریت مزه ی زهر میده.. یا از اونا که بگم وقتی من میخوابم تو نباید بیدار باشی... من از اونا نیستم که بگم هیچکسو نبین جز من، با هیچکس حرف نزن جز من، با هیچکسی حالت خوب نباشه جز من... من نمیگم؛ تویی که بلدی منو، تویی که تمومِ منی باید بدونی که؛ تو جمع یهو بلند بگی دوستم داری، یا همه وقت آزادت باید برای من باشه، و تو خیابون دستمو محکم بگیری و ول نکنی... تو باید بدونی که خدا گونه های منو افریده که تو بوسشون کنی و بعد چند روز ندیدنم یه جور بغلم کنی که دود بشه بره هوا اون همه ندیدنا و دلتنگیا... تو باید خودت بدونی که وقتی میگم میخوابم میخوابم مینویسمش ولی در واقع فعلِ امریه یعنی توام بخواب... من نمیگم ولی تو باید بدونی که نبینی جز منو، حالت خوب نباشه با کسی غیر من و هم صحبت کسی که من نباشم نشی... تو باید بدونی که من خودخواهترین ادم روی زمینم تو داشتنت... #فاطمه_جوادی
  3. دلنوشته های عاشقانه

    روزی خانه‌ای خواهیم داشت که کلیدش را فقط خودمان دو نفر داریم. آن خانه اتاقی خواهد داشت که جز من و تو هیچکس نباید هیچ شبی پایش را درونش بگذارد. حالا ولی فقط رابطه‌ای داریم که حریمش مهمتر از آن اتاق و آن خانه باید باشد و دیوارهایش محکم تر از بلوک‌های سیمانیِ آن. من نمیگویم خانه‌مان را از این و آن پنهان کنیم و آدرسش را به هیچکس ندهیم. من میگویم توی خلوتِ دونفره‌مان حتا فکرِ هیچ نفرِ سومی را هم راه ندهیم. نفرِ سوم ها اگر نباشند، همه میشوند آدم و حوا و به بهشت برمیگردند. من و تو جز حالِ خوب و آرامش برای هم نداریم، اگر کلیدِ خانه‌ی دل و ذهنمان را به هیچ نفرِ سومی ندهیم. #مانگ_میرزایی
  4. دلنوشته های عاشقانه

    دستهایم، چقدر به دو طرفِ صورتت می آیند وقتی عاشقانه تماشایم ‌میکنی؛ دستهایم، چقدر به دست (کلمه ناشایست ،فیلتر شده) می آیند! به دکمه های پیراهنت! به قوسِ قَزحِ اندامت! به این دوستت دارم ها که‌ دانه دانه روی لبهات میکارم! دست هایم چقدر می آیند به رنگِ تنت وقتِ عشق بازی! دست هایم‌ چقدر ‌می‌آیند به من! وقتی تو را هر لحظه با ذوق به چشم‌هایم نشان می دهم‌! دست هایم را دوست دارم... پُرند از تو! #حامد_نیازی
  5. دلنوشته های عاشقانه

    - نخند جانم... نخند... آدم دست و پایِ دلش میانِ چالِ گونه ات میشکند... تو نخند... میترسم نقاش ها لبخندت را نقاشی کنند... عکاس ها لبخندت را ثبت کنند... شاعرها از لبخندت غزل بگویند... نویسنده ها کتابت کنند... بعد منِ دست و پا شکسته چطور با یک شهر رو به رو شوم...؟! رحم کن... یواشکی بخند ،فقط برای من... #ستایش_قاسمی
  6. دلنوشته های عاشقانه

    امروز هم می‌خواستم بگویم "دوستت دارم"... درست مثل دیروز، یا حتّی قبل تر...! امّا نمی دانم چرا یک روز می‌شود "سلام" یک روز می‌شود"مراقب خودت باش" یک روز می شود... هیچ، بگذریم
  7. دلنوشته های عاشقانه

    دخترها فقط یک حواس جمع می خواهند یک حواس که شش دانگ بهشان باشد و هروقت دلشان خواست درد دل کنند، گوشی باشد که آنها را با جان و دل بشنود .. یک پناه برای تنهایی هایشان یک شانه برای گذاشتن سرشان و بی خیالِ عالم شدن روی همان شانه ی مردانه و‌ دست هایی که فقط ظرافت دستان خودشان را لمس کند..
  8. دلنوشته های عاشقانه

    هر وقت خواستے بہ عشقت خیانت ڪنے... خواستے پشت فرمون یا توے خیابوڹ بہ یکے دیگہ پا بدے... نگاه بازی کنے.... چشم بچرخونے دنبال این و اون... تیکه بندازی... به این فڪر ڪڹ ڪہ یڪے بہ تو اعتماد ڪرده، دلش خوشه ڪہ تو با بقیه فرق داری!!! به این فڪر ڪڹ ڪہ شاید وقتے تو داری با یکے دیگہ لاس میزنے، اون داره از پاڪے و خوبیهاے تو واسـہ دوسـتش میگه. بہ تڪ پریـت افـتـخـار ڪڹ. گند نزن به اعـتـمـادش!!
  9. دلنوشته های عاشقانه

    این متن طلاست شمع به کبریت گفت: از تو میترسم تو قاتل من هستی کبریت گفت: از من نترس از ریسمانی بترس که در دل خود جای دادی عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است نه عوامل بیرونی...
  10. دلنوشته های عاشقانه

    اگه واقعا بخوادت (: نه میره.... نه میزاره بری اگه عیب از خودشه خودشو جمع جور میکنه/: اگه عیب از تو باشه میمونه و آدمت میکنه/:♡ به این میگن عششششق
  11. دلنوشته های عاشقانه

    چه کیفی دارد کسی باشد که وقتی نام کوچکت را از ته دل صدا می زند لبخندی رویِ لبانت نقش ببندد
  12. دلنوشته های عاشقانه

    من فقط واسه تو دیوونه بازی در میارم فقط واسه تو خنگم یا فقط واسه تو میخندم :) واسه تو گریه میکنم فقط و فقط واسه طُ😌
  13. دلنوشته های عاشقانه

    یک "صبح بخیر"هایی هم هست که برای شنیدنش از صبح زود بیدار می شوی و بعدِ آن، تازه می خواهی سر به تنِ دنیا باشد تازه می خواهی چشمِ دیدنِ فردا را هم داشته باشی تازه می خواهی بنشینی و زنده بودنت را زندگی کنی بنشینی و تماشا کنی که خوشی از سر و کول آن روز تو بالا می رود...‌ قبول کن که گاهی تمام روز تو به همین "صبح بخیر عزیزم" های یکی بستگی دارد... 👤رویا فخاریان
  14. دلنوشته های عاشقانه

    آری، پاییز نزدیک است، اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست. پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید، پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است، گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده، گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست، گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز. گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند. ساده بگویمت، دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...🍁 #روزبه_معین📝
  15. دلنوشته های عاشقانه

    آرامش همين جاست ؛ دُرست ، كنار مَن .. هَمين جا كه زير سقف يک آسِمان ، همزمان با ريتمِ نفس هاى مَن ، نفس ميكِشی ...
×